دهکده دوقولوها
به دهکده دوقولوها خوش آمدید
راستی می دانستید برف ها هم چند قلو می شوند؟! دانههای برف هنگامی تشکیل میشود که قطرههای کوچک برف داخل ابر (که قطری نزدیک به ۱۰ μm دارند ) منجمد میشوند . این قطرات میتوانند تا دمایی در حدود ۱۸− درجه سانتیگراد ( صفر درجه فارنهایت ) به حالت مایع باقی بمانند . به این دلیل این امکان وجود دارد که این قطرات به اندازهای کوچک هستند که امکان تشکیل ساختاری همچون ساختار یخ را ندارند . برای تشکیل دانه برف چندین مولکول در کنار هم در اطراف یک هسته قرار میگیرند . آزمایشها نشان میدهد تنها در حالتی این اتفاق میافتد که دما به −۳۵ °C (−۳۱ °F) یا پائینتر برسد . در ابرهایی که گرمتر هستند ممکن است هسته دانه برف از گرد و غبار و یا ذرات بیولوژیکی تشکیل شوند ، همچنین در بارشهای مصنوعی که در بارورسازی ابرها بدست انسان صورت میگیرد یدید نقره و یخ خشک هم در هسته دانههای برف قرار میگیرند .
باز هم یک سلـام دیگر به برف هایی که دیروز کم باریدند.
دوستان گلم باز هم سلـام می کنم به شما.امروز تصمیم گرفتم در مورد برف بنویسم چون دیروز
وقتی که برف ها توی آسمون می رقصیدندبه فکر افتادم که امروز در مورد برف وچند چیز دیگر بنویسم
هنگامی که این قطرات یخ زدهاند ، در فرایند فوق سرمایش شروع به رشد میکنند . از آنجا که قطرات آب بسیار متنوع هستند ، کریستالهای یخ نیز انواع مختلفی دارند . این کریستالها قادرند به اندازهای در حد میلیمتر برسند . این کریستالها در زمانی که به اندازه کافی بزرگ شدن ، بارش برف شروع میشود . در کتاب رکوردهای جهانی گینس بزرگترین دانه برف ، مربوط به ژانویه سال ۱۸۸۷در منطقه فورت کیوج ایالت مونتانا ثبت شده که این دانه برف ۳۸ سانتیمتر بودهاست . با اینکه برف بیرنگ است اما به خاطر بازتاب دادن تمام طیفها توسط دانههای برف ما برف را به رنگ سفید میبینیم .
یادش بخیر همین چند هفته پیش بود کا برف ۱۵ سانت روی زمین نشست...
یا امام رضا (ع)
راستی امروز شهادت یکی از بزرگترین مردان جهان امام هشتم شیعیان امام رضا(ع) بود.من از طرف خودم به تمام شیعیان تسلیت می گم و امیدوارم نامشان همین گونه پا برجا باشد.
امروز اومدم تا با هم نفس بکشیم از این هوای نسبتا خوب!
امروز هوا بک مقدار بهتر بود البته سطح هوا هنوز سالم نیست اما برای ما همینش هم غنیمته.
امروز اومدم تا در مورد کم خوابی واستون بنویسم.
ودر مورد فواید و ضرر های اون باهاتون صجبت کنم شما هم با نظر هاتون مرا یاری کنید...
همینطور که مشاهده کردید یکی از ضررهای کم خوابی چاقی بیش از اندازه می باشد.
اما بریم سراغ یک شعر زیبا از حافظ
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه ی شهر آشوبی
جامعی بود که بر قامت او دوخته بود
گرچه می گفت که ذارت بکشم می دیدم
که نهانش نظری با من دل سوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می دانست
وآتش چهره بهدین کار بر افروخته بود
کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دل
در پیش مشعلی از چهره بر افروخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود
خب این هم یک غزل از خواجه شمس دین حافظ شیرازی ...
خب امیدوارم خوشتون اومده باشه اما حالا بریم سراغ جمله ی روز:
خون آبیست قرمز که از دل می جوشد...اگه میشه جمله ی بالا را ادامه بدهید ممنونتون می شم.
خدا حافظ...
یک سلام به بزرگی دریـــــا و به بلندی امواج دریـــــا...
امروز یک داستان کوتاه طنز واستون دارم:
-آقاهه کیفشو گم کرده بوده به داداشش می گه مواظب مالت باش!
خب می خواستم اول شاد شین بعدا برم سراغ چیزای غیر شــــــاد حتی غمگین.
خب یک دونه عکس از دوقولوها واستون گذاشتم که کیفور شین...
خب این دفعه به جای اینکه چند تا عکس از دوقولوها بذارم یک عکس از
چند تا دوقولو می ذارم.
امــــــــا جمله ی امروز:
به نظرتون چـــــــــــــــــــــــــــــیـه؟!؟!
دنیا مانند قطاریست که انسان ها مسافر آن هستند.
راستی یک لطفی کنید ![]()
اگر میشه جمله ای که نوشتم و مخصوص امروز بود را ادامه بدهید.
من در بخش نظرات منتظر ادامه ی جملم هستم...
خدا حافظ ![]()
اول یک سلام به اونایی که نظر دادن و دوم به بی معرفت هایی که نظر ندادن!!؟
امروز می خوام در مورد نصری که نوشتم صحبت کنم اول نصرم رو بخونید بعد بریم سراغ حرف زدن راجع به اون.
ای کاشک هیچ آبی وجود نداشت تا در زیر چشم های آدم ها جمع شود.
ای کاشک هیچ خونی وجود نداشت تا آدم ها بمیرند.
ای کاشک هیچ ابری نبود تا آسمون گریه کنه.
ای کاشک هیچ راهی وجود نداشت تا آدم ها از هم دور شوند.
ای کاشک هیچ حضرت آدمی نبودتا انسان ها رو آواره کنه.![]()
فکر کنم بد نبود به هر حال از نظر من خوب بود...
امروز می خوام در مورد یک چیز دیگری هم بگم که کتاب هست.اسم این کتاب محبت هست و این کتاب رو ادموندو د آمیچیس به ترجمه ی بهمن فرزانه است.
تو این کتاب یک جمله از پاسکال نوشته که براتون می نویسم:
محبت حسی است که منطق نیز از آن سر در نیاورده.
خدا حافظ ![]()
| :قالبساز: :بهاربیست: |


